جستجوی این وبلاگ
این وبلاگ نه تنها تجربیات تلخ یک پناهجوی سیاسی ایرانی است بلکه در جستجوی نقطه روشنی در راه مبارزه با دیکتاتوری جمهوری اسلامیست. یک شب در زندان بعد از اعتصاب غذای دوازده روزه ام به خاطر خشونت پلیس و حمایت کشور سوئد از جمهوری اسلامی با وجود اینکه با صلیب سرخ ملاقات کردم و مطلع شدم هیچ حمایتی در کار نیست تصمیم به نوشتن اين وبلاگ گرفتم.
دارای ویژگی
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
Swedish feminism
جامعه سوئد به نوعی۱ افراط و سانسور در برخورد با هنرمندان دچار شده است و به بهانه همایت از زنان دست به سانسور آثار هنری می زند برای مثال من نوشته دیگری با نام چرا من با یک اسلحه ازدواج کرده ام را به کلی در طبقه هفتم زندان پشت زمین فوتبال گوتنبرگ به بهانه ضد زن بودن و دید طنز به از خود بیگانگی زن از دست دادم در حالی که این نوشته با دید طنز و نوعی ظرافت لیبرالیستی از ابزار شدن زن در دست زورمندان انتقاد می کرد و بد بختانه به دست ۲زندانبانان سوئد نابود شد.
Adyزندان بان زنی بود که آن روز برای دریافت ظروف غذا به در سلول آمد ازآنجا که قرار بودطبق دستور دادگاه من سه ماه در زندان بسر ببرم و هیچ راهی برای ارضای تمایلات جنسیم در زندان نمی یافتم ودر عین حال شصت درصد پرسنل زندان زن بودند من ترجیح می دادم که به صورت زندان بانان در هنگام صحبت کردن نگاه کنم .بعد از اینکه ظروف را به Ady دادم از او خواستم که چند صفحه کاغذ به من بدهد او هم به بهانه دادن کاغذ خم شد و ۳باسنش را به من نشان داد وگفت you must get used to it.
۱افراط به این معناست که در جامعه کشور سوئد امکان رشد فکری درست از زنان سلب شده *و از سوی دیگر زنان به ابزاری برای قدرت نمایی مضحک دولت سوئد بدل شده اند
۲ زندان بانان بعد از مطالعه این متن را نابود کردند .
۳ این به معنای خشونت جنسی در زندان های سوئد می باشد.
*برای اثبات گفته های خود می توانم به برنامه های تلویزیون سوئد اشاره کنم که نحوه زندگی غلط و به دور از معنای مبارزه بر علیه استفاده ابزاری از جنس مونث را تبلیغ می کنند
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
پستهای پرطرفدار
دفاعیات مهدی رضایی در بیدادگاه شاه
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
نظرات
ارسال یک نظر