ای تاریخ ما در سرزمین کسانی زیستیم که قلبهیشان از گور تنگ تر بود.
بخشی از شعر ای تاریخ ما را به یاد داشته باش آقای بادیهنشین
فساد در دیپارتمانت پليس سوئد امر کاملأ واضح و مشهودیست من در چند برخوردی که با پليس درکشور شماداشتم دریافتم که کشور سوئد از نداشتن پليس وظیفه شناس و متعهد رنج می برد.۱
پليس سوئد طی چند سال اخیر مشکلات فراوانی را برای پناهجویان سیاسی ایرانی ایجاد کرده است و خدمات فراوانی را به دیکتاتور (جمهوری اسلامی )عرضه نموده است و دولت وپلیس سوئد از این طریق کسب در آمد می کنندبا کثیف کردن نام مردان و زنانی که در راه آزادی خانه وخانواده دانشگاه و کسب و کار خود را فدا کرده اند
برای اثبات گفته های خود به پرونده...........اشاره می کنم من...............ونادانسته وارد خاک سوئد شدم ودر سال ۲۰۱۹در شهر گوتنبرگ بوسیله دو افسر پلیس دستگیر شدم که نام یکی از آنها۲و۳ Jeanette lovqvist بود
آنها مرا با توهین و تحقیر جستجو کردند افسر پلیس زن دیگر مست بود ودهانش بوی گند شراب می دادوقتی ایشان وسایل مرا جستجو می کردند مثل همه آدمهای مست چند لحظه ای صبر کردند وتازه در بزرگراه رانندگی هم کردند وقتي دو سرنشین دیگر در اتومبیل نشسته بودند من و افسر lovqvist وقتي وارد اداره پلیس می شدیم از واژههای کثیفی.............. استفاده کردند و مستانه خندیدند.
آقای قاضی اگر شما شخصا این افتخار پليس سوئد را ملاقات کنید با توجه به رفتار و هيکل ایشان در می یابید که این زن الکی است یعنی ایشان این هفته شب جمعه دوباره مست در بزرگراه و در لباس یک پليس رانندگی خواهند کرد
این دو افسر پلیس و همه پليس سوئد مایه شرم نیروی پلیس دنیا هستند تا به این لحظه من در کشورهای زیادی چه اروپایی و غیر اروپایی زندگی کردهام و به جرات میتوانم بگویم که پلیس سوئد تنها نیروی پلیسی است که با یونیفورم پليس در یک ویدئو مبتذل ظاهر می شود با ایمان به این که هیچ پیگردی این عمل در پی نخواهد داشت
بعد از این اتفاق من در کشور آلمان برای پیدا کردن سرنخ رابطه پليس سوئد وجمهوری اسلامی به اپراتور سایت پليس سوئد چند email فرستادم و از ایشان خواستم که نام وایمیل lovqvist را برایم ارسال کنند ولی ایشان در جواب من نوشتند که دادن این اطلاعات غیر قانونی است من نا امیدانه email دیگری ارسال کردم .وبرای فعالیت بر علیه جمهوری اسلامی شروع به نوشتن اعلامیه درکشور آلمان کردم ولی از آنجا که خودم پرینتر نداشتم به انتشاراتی در یکی از دانشگاههای برلین رفتم و از آنجا که ماموران جمهوری اسلامی در کمپ به من مشکوک شده بودند با رفتن من به انتشارات به نقشه من پی بردند اینجا بود که درست روزی که من می خواستم اعلامیه ها را پخش کنم با کمال نا باوری در ایمیل باکس خود دیدم lovqvist خودش برای منemailفرستاده تا روی نقشه من یعنی تقسيم کردن اعلامیه ها در مجاورت سفارت جمهوری اسلامی اثر بگذارد.
از آنجا که من یک پناهجوی سیاسی هستم این وظیفه من است که در سراسر دنیا پاسدار حقوق خواهران و برادرانم از تمام کشور های دنیا باشم و با آگاهی از این که مقابله با این سیستم فاسد چه عواقبی به دنبال دارددست به مبارزه با این سیستم فاسد تا آخرین قطره خونم خواهم زده به امید روزی که علیرغم ظاهر فریبی کشورهای اروپایی مثل سوئد در سراسر دنیا شاهد صلح پایدار حالا حتی صلحی نسبی باشیم ودیگر هیچ پناهجوی سیاسی ایرانی ویا جوان افغانی را در زندانهای کشورهای اروپایی مثل سوئد زیر شکنجه و تحت فشار نبینیم که تبدیل به منبع در آمد برای شما شده اند.
در مورد پرونده.........این امری کاملأ اجتناب نا پذیر است وقتي دولت شما بر سر پناهجویان سیاسی با دیکتاتور دست به معامله میزند مسلما نوکران دیکتاتور در کشور شما آزادانه دست به سانسور تهدید و تعقیب پناهجویان سیاسی می زنند.
یک چریک
قاضی اجازه نداد من این متن را بخوانم و در چند سطر اول مرا از خواندن باز داشت.
به یاد radio freedom و مراسم شعر خوانی که اشک زندان بان را در آورده بود زندان شهر گوتنبرگ سوئد.
۱.وقتي مترجم این قسمت را ترجمه کرد پليس زن ویا مامور زندانی که مرابا صندلی چرخدار توالت به دادگاه آورده بودانگشت میانی دستش را به نشانه توهین به من نشان داد.
۲.بخشی از نامه ای به آیتالله خامنهای:آیتالله خامنهای شما چه همسنگرانی دارید خانم.............تنها پاسدار خون شهدا نیستند Jeanette افسر پلیس زن سوئدی یکی دیگر از پاسداران خون شهداست که با دستان کثیفش تن خسته وبی رمق پناهجویان سیاسی را به خاطر تاجو تخت شما بی حرمت می کند.
۳.در صورتی که در کشور سوئد با پلیسی به نام Jeanette lovqvist برخورد کردید از یک وکیل مجرب کمک بگیرد و درJoشکایتی طرح کنید و به صلیب سرخ گزارشی ارسال کنید اگر پناهجوی سیاسی هستید پیدا کردن وکیل مدافع بی طرف کار دشواری است.
نظرات
ارسال یک نظر