رد شدن به محتوای اصلی

دارای ویژگی

عباس معروفی در گذشت

در گذشت عباس معروفی  را به تمام دوست داران او  تسلیت عرض می کنم. و از امروز ما جای خالی او را تا ابد احساس خواهیم کرد.  و انتظار را باید در خود بکشیم.

زندان

این بار من در طبقه چهارم زندانی بودم مرد ایرانی جوان با خالکوبی دست بودا شب هنگام سرو کله اش پیدا شد امیر هم از پشت در رجز خوانی کرد جایتان خالی انقدر از تحقیر این کوته فکر فرومایه لذت بردم که نفهمیدم چطور صبح  شد نمی دانم چرا نگهبانان ماسک خود را تا زیر چشم بالا کشیدند چون وقتی چندین مرد مرا کشانکشان شب قبل به سلولم انداختند ماسک نداشتند.

این بار با شدت عمل بیشتری روبرو شدم نگهبانان مرا بشدت روی زمین خواباندن طوری که هنوز گونه راستم درد می کند و مرا روی زمین کشیدند طوری دستم را پیچاندند که از درد فریاد زدم ولی من هم حق مطلب را به جا آوردم و تا توانستم زیر فشار به ریششان خندیدم .

هیچ صورت آشنایی ندیدم بجز  Josephin دختر چاق و بی عرضه ای که در طبقه هفتم کار می کرد و همکارالمیرا این سمبل ابزار شدن زن در دست زورمندان بود

   دخترک انقدر بی دستو پا ست که حتی عرضه پنهان کردن صورت چاقش را هم ندارد . با دیدنش به او چشمک زدم تا درد ناشی از دستم که پشتم پیچانده بودند را پنهان کنم دخترک هم با وحشت و بی مقدمه خطاب به من گفت thank you .

بلافاصله چند فرم پر کردم تا صلیب سرخ را در زندان ملاقات کنم و با خانواده‌ا م تماس بگیرم این سوئدی ها دفعه قبل دوماه مرا در زندان نگهداشتند نه گذاشتند به هوا خوری بروم نه گذاشتند با خانواده ام تماس بگیرم.

                                                              یک چریک


نظرات

پست‌های پرطرفدار