جستجوی این وبلاگ
این وبلاگ نه تنها تجربیات تلخ یک پناهجوی سیاسی ایرانی است بلکه در جستجوی نقطه روشنی در راه مبارزه با دیکتاتوری جمهوری اسلامیست. یک شب در زندان بعد از اعتصاب غذای دوازده روزه ام به خاطر خشونت پلیس و حمایت کشور سوئد از جمهوری اسلامی با وجود اینکه با صلیب سرخ ملاقات کردم و مطلع شدم هیچ حمایتی در کار نیست تصمیم به نوشتن اين وبلاگ گرفتم.
دارای ویژگی
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
ما من ما هیچیم هیچیم و چیزی کم مهدی اخوان ثالث شعر زمان ما ۲
ما،من،ما
هیچیم
هیچیم و چیزی کم
ما نیستیم از اهل این عالم که می بينيد
وز اهل عالم های دیگر هم
یعنی چه پس ،اهل کجا هستیم ؟
از عالم هیچیم و چیزی کم.
غم نیز چون شادی برای خود خدایی،عالمی دارد
پس زنده باشد مثل شادی ، غم
ما دوستدار سایه های تیره هم هستیم
ومثل عاشق،مثل پروانه،
اهل نماز شعله وشبنم
اما
هیچیم و چیزی کم
***
رفتم فراز بام خانه،سخت لازم بود
شب بود و مظلم بود و ظالم بود
آنجا چراغ افروختم،اطراف روشن شد
و پشه ها و سوسکها بسیار
دیدم که اینک روشنایم خورده خواهد شد
کشتم اسیر بی مروت زرده خواهد شد
باغ شبم افسرده چون خون مرده خواهد شد
خاموش کردم روشنایم را
و پشه ها و سوسک ها رفتند
غم رفت شادی رفت
و هول و حسرت، ترک من گفتند
و اختران خفتند
آنگاه دیدم آنطرفتر، ارسکنج بام
یک دختر زیباتر از رویای شبنم ها
تنها
انگار روح آبی و آب است
انگار هم بیدار و هم خواب است
انگار غم در کسوت شادی است
انگار تصویر خدا در بهترین قاب است
انگار ها بگذار
بیمار!
او آن(( نمی دانمی و می دانی)) است
اولحظه فرار جادوئی
او جاودانه جاودانتاب است
محض خلوص و مطلق ناب است
از بام پائین آمدیم،آرام
همراه با مشتی غم و شادی
با گروهی زخم ها و عدهای مرهم
گفتیم بنشینیم
نزدیک سالی مهلتش یک دم
مثل ظهور اولین پرتو
مثل غروب آخرین عیسای بن مریم
مثل نگاه غمگنانه ی ما
مثل بچه ی آدم
آنگه نشستیم و به خوبی خوب فهمیدیم
باز آن چراغ روز و شب خاموش تر از تاریک
هیچیم و چیزی کم
تهران-فروردین ۱۳۶۹
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
پستهای پرطرفدار
دفاعیات مهدی رضایی در بیدادگاه شاه
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
نظرات
ارسال یک نظر