رد شدن به محتوای اصلی

دارای ویژگی

عباس معروفی در گذشت

در گذشت عباس معروفی  را به تمام دوست داران او  تسلیت عرض می کنم. و از امروز ما جای خالی او را تا ابد احساس خواهیم کرد.  و انتظار را باید در خود بکشیم.

ما من ما هیچیم هیچیم و چیزی کم مهدی اخوان ثالث شعر زمان ما ۲

 



ما،من،ما

هیچیم

 هیچیم و چیزی کم

 ما نیستیم از اهل این عالم که می بينيد 

وز اهل عالم های دیگر هم 

یعنی چه پس ،اهل کجا هستیم ؟ 

از عالم هیچیم و چیزی کم.

 غم نیز چون شادی برای خود خدایی،عالمی دارد

  پس زنده باشد مثل شادی ، غم

 ما دوستدار سایه های تیره هم هستیم

ومثل عاشق،مثل پروانه،

اهل نماز شعله‌ وشبنم 

اما 

هیچیم و چیزی کم

***

 رفتم فراز بام خانه،سخت لازم بود

شب بود و مظلم بود و ظالم بود

آنجا چراغ افروختم،اطراف روشن شد 

و پشه ها و سوسکها بسیار

دیدم که اینک روشنایم خورده خواهد شد

کشتم اسیر بی مروت زرده خواهد شد

باغ شبم افسرده چون خون مرده خواهد شد

خاموش کردم روشنایم را

 و پشه ها و سوسک ها رفتند

 غم رفت شادی رفت

 و هول و حسرت، ترک من گفتند

 و اختران خفتند 

آنگاه دیدم آنطرفتر، ارسکنج بام 

یک دختر زیباتر از رویای شبنم ها

 تنها

 انگار روح آبی و آب است

 انگار هم بیدار و هم خواب است 

انگار غم در کسوت شادی است 

انگار تصویر خدا در بهترین قاب است 

انگار ها بگذار

 بیمار!

او آن(( نمی دانمی و می دانی)) است

 اولحظه فرار جادوئی

 او جاودانه جاودانتاب است 

محض خلوص و مطلق ناب است 


از بام پائین آمدیم،آرام 

همراه با مشتی غم و شادی 

با گروهی زخم ها و عده‌ای مرهم 

گفتیم بنشینیم 

نزدیک سالی مهلتش یک دم

مثل ظهور اولین پرتو

مثل غروب آخرین عیسای بن مریم

مثل نگاه غمگنانه ی ما 

مثل بچه ی آدم

آنگه نشستیم و به خوبی خوب  فهمیدیم 

باز آن چراغ روز و شب خاموش تر از تاریک 

هیچیم و چیزی کم 

تهران-فروردین ۱۳۶۹


نظرات

پست‌های پرطرفدار