رد شدن به محتوای اصلی

دارای ویژگی

عباس معروفی در گذشت

در گذشت عباس معروفی  را به تمام دوست داران او  تسلیت عرض می کنم. و از امروز ما جای خالی او را تا ابد احساس خواهیم کرد.  و انتظار را باید در خود بکشیم.

موش ازمایشگاه

در طبقه هفتم زندان پشت زمینه فوتبال شهر گوتنبرگ دولت سوئد یک مشت بچه تازه کا ر را آموزش می دهد برای نمونه  از یک دختر بچه  خواسته بودند که با من ارتباط برقرار کند تابیشتر بیاموزد مثل اینکه در گزارش روزهای قبل ننوشته بودند که من زبان درازی دارم و بدون اینکه 

به انها ناسزا بگویم به سادگی از پس کهنه کار هایشان بر آمده ام 

دخترک آمد از من می ترسید همه کار کنان زن از من می ترسیدند  .من حتی فریاد برسر این عناصر فاسد نکشیده بودم تا روزهفتم اعتصاب غذا وقتي از آنها خواستم با وکیلم صحبت کنم وآنها  طفره رفتند .

۱فریاد زدم مادر به خطا ها من حق دارم با وکیلم صحبت کنم  .گرسنه وضعیف شده بودم معده ام خون ریزی کرده بود و هر چند ساعت یک بار خون بالا می آوردم.این اولین باری بود که من بر سر آنها فریاد کشیدم.

برگردیم به آموزشگاه یا آزمایشگاه زندان دخترک پنجره را باز کرد من نزدیک در بودم او  مثل یک۲ فاحشه در روسپیخانه به پنجره تکیه داد و پرسید نمی خواهی با من حرف بزنی هيکل کج وموجش مرا به خنده می انداخت می خواستم بگویم در چه باره می خواهی صحبت کنی من این واحد ها را در زندان دیکتاتور با کسانی که تو حتی جرات نزدیک شدن به انها را در خیابان نداری پاس کرده ام بر گشتم نشستم پشت میز و به او بی توجهی کردم 

روز دادگاه وقتي یک دختربچه دیگر مشغول جستجوی من بود به طعنه گفتم از دادگاه مخفیانه کمی هوای تازه کش رفته ام و در جیبم پنهان کرده ام تا وقتی سر شما در دفتر گرم شد مخفیانه نفسی تازه کنم  دختر ک بی سواد نفهمید چه گفتم به جیبم حمله ور شد و وقتی می خواست مرا با صندلی چرخ دار توالت  به سلولم باز گرداند هيکل زنانه اش را به من نشان می داد منم نگاهی به شیشه های سکوریت جلوی در سالن سلول ها که او برای نشان دادن پشتش از آنها کمک می گرفت انداختم وگفتم در کشور ارمنستان مردها تفنگ می خرند و خود را با آن در آیینه می بینند دیدن جسم تو در کنار من در آینه مفهوم دیگری دارد من در بندم در هر صورت دخترک بی سواد نمی فهمید که من با یک اسلحه ازدواج کرده ام ولی می فهمید من با بقیه زندانیان فرق دارم موقع پرت کردنم به سلول آنقدر تازه کارو کور دل بود که پایش را روی موهاي من گذاشت می خواستم از درد فریاد بزنم ولی تحمل کردم ترسیدم خانم از ترس قالب تهي کنندایشان والمیرا فقط به درد سبزی پاک کردن و بحث های خاله زنکی پشت سر زندانیان می خوردند .

                                                             یک چریک

۱.در اینجا من قصد  توهین به کسی را ندارم دیگر اینکه برادر وقتي شما در دست زندان بان هستید همیشه آرام باشید و به خود مسلط حتی اگر می خواهید زندان بان را بزنید اول اعتماد او را جلب کنید بعد در آرامش به هدف خود برسید.ویکی از اهداف زندان بانان سوئد در گوتنبرگ هلسینگ بورگ و.....‌... عصبانی کردن شماست تا کنترل خود را از دست بدهید .

۲برای یک چنين بر خورد ونحوه ایستادنی در فرهنگ لغات نام دیگری نیافتم. 

 

نظرات

پست‌های پرطرفدار